شاه عباس چرا به اصفهان آمد؟
اصفهان
از ميدان امام تا مسجد حكيم
ـ اوووه! هزار و پونصد تومن؟! نه زياده. دو قدم راه كه بيشتر نيس. هزار ميدم. ميبري؟
با كمي دلخوري، به همان لهجهي اصفهاني ميگويد:
ـ باشِد. بياين بالا!
سوار ميشويم. آرام غرولند ميكند:
ـ حالا اينقذه صُب تا لا خرج كردِين، برا پونصد چوق چك و چونه ميزِني. خبِس والا!
با خنده ميگويم:
ـ خرج كجا بود؟ مام اصفانيم حاجآقا. اصفانيجماعت كه خرج نميكنه.
بلافاصله ميگويد:
ـ اِگه اِصفانيجماعت خرج نيميكرد پَ اينا رو كي ساختهس؟ هان؟
با دست اشاره ميكند به قيصريه و مسجد شيخ لطفالله و عالي قاپو. با لحن موذيانهاي ميگويم:
ـ اينا رم كه ميگن تركا ساختن انگار. صفويا مگه ترك نبودن؟
اخمهاش ميرود در هم. خيلي جدي ميگويد:
ـ هيچم اينطور نيس. شاعباس ديد آدِمي بسازش اينجاس كه شال و كُلا كرد و اومِد اينجا. اِگه نه چرا اينا رو تو همون اردبيل نساخ؟ هان؟