از قديم تاكسي را به اتوبوس ترجيح ميدادم. شايد به خاطر اينكه در تاكسي حوصلهي آدم سر نميرود و هميشه ميتواند از بحث مسافران و يا خطابههاي شوفران نهايت استفاده را ببرد. من كه فكر ميکنم شوفرتاكسيها صدي نودتاشان واقعاً يك پا جامعهشناساند! كار من جوري است كه هر روز لاجرم چندبار بايد سوار تاكسي شوم. ديدم واقعاً حيف است اين فرصتهاي ناب را ثبت نكنم. اول ميخواستم صداها را ضبط كنم. اما به هر دليل نشد. ديدم بد نيست لااقل آنها را قلمي كنم. اين شد كه به پيشنهاد همسرم «تاكسيبلاگ» شكل گرفت. تمام آنچه در اينجا ميخوانيد مستند و واقعي است. البته ممكن است گاه خواسته و ناخواسته متنها اندكي دستكاري شده باشند.
×××
ممنون که میگذارید حقوق مادی و معنوی این نوشتهها متعلق به نویسندهشان باشد!